تبلیغات
رها یافته ...از آن تو هستم می خواهم بمانم - تلاش مورچه ای برای رسیدن به معشوق

رها یافته ...از آن تو هستم می خواهم بمانم

بِه طَوافِ کَعبِه رَفتَم بِه حَرَم رَهَم نَدادَند....کِه تُو دَر بُرون چِه کَردی کِه دَروُن خانه آیی

تلاش مورچه ای برای رسیدن به معشوق

بسم الله الرحمن و الرحیم

...وسلام نامی از نامهای خداست

حضرت داوود در حال عبور از بیابانی موچه ای را دید که مرتب کارش این بود که از تپه ای خاک برمیداشت و به جای دیگری میریخت.از خداون خواست که از راز این کار ان مورچه اگاه شود..مورچه به سخن امد که:

معشوقی دارم که شرط  وصال خود را اوردن تمام خاکهای ان تپه به این محل قرار داده است!

داوود ع فرمود:با این جثه کوچک تو تا کی میتوانی خاکهای این تل بزرگ را به محل مورد نظر منتقل کنی؟ و ایا عمر تو کفایت خواهد کرد؟!

مورچه گفت:همه اینها را میدانم;ولی خوشم که اگر در راه این کار بمیرم,به عشق محبوبم مرده ام!

در اینجا حضرت داوود منقلب شد و فهمید که این جریان,درسی است برای او....

 

شیخ رجبعلی خیاط همیشه اصرار داشتند که:

با همه وجود, در انتظار حضرت ولی عصر باش و حال انتظار را با مشیت حق همراه کن..

اللهم عجل لولیک الفرج....

 منتظران را به لب امد نفس

ای شه خوبان!تو به فریاد رس.

           کاش نرود از یادم...



[ چهارشنبه 12 بهمن 1390 ] [ 07:28 ب.ظ ] [ ماری ] [ نظرات() ]