تبلیغات
رها یافته ...از آن تو هستم می خواهم بمانم - ماری لو لو میشود

رها یافته ...از آن تو هستم می خواهم بمانم

بِه طَوافِ کَعبِه رَفتَم بِه حَرَم رَهَم نَدادَند....کِه تُو دَر بُرون چِه کَردی کِه دَروُن خانه آیی

ماری لو لو میشود

بسم الله الرحمن و الرحیم

...وسلام نامی از نامهای خداست

چند روز پیشا دختر داییم که حدودا 10 ماهشه خونمون بود..ومنم که عشق بچه...دو روز بود انتظارشو میکشیدم...

از زبانکده برگشتم با یه ذوقی که الان میرم خونه ...رها خونمونه...Smiley

حالا تصور کنین با پالتو مشکی..مقنعه مشکی...و چادر...

وقتی مامانم درو باز کرد من هی بال بال زدم رها...رها....رها...

اونم کم نیوورد زد زیر گریه بچم کپ کرد وقتی منو دید...شِـکـْلـَکْ هآے خـآنــــومے

حالا کل روز ازم میترسید...منم کلا مجبور بودم تو اتاق باشم چون منو میدید میزد زیر گریه...شِـکـْلـَکْ هآے خـآنــــومے

نتیجه گیری...تو رو خدا وقتی با یک بچه روبرو میشین حواستون به لباستون باشه..به رنگش...مثلا مثل من با چادر مشکی بال بال نزنین...بچه فک کنه عزرائیل دیده

چند تا از عکساشو گذاشتم تو ادامه مطلب...چون اون روز همچین حرکتیو انجام داد..عکس خوشگلاشو نذاشتم...

حالا فردا قراره بیاد خونمون ...ببینم رفتارش چی جوریه...شاید یه چند تا عکس مامان ازش گذاشتم

نیست بچم خانوادش کلا تو موسیقین..اینم از الان گیتار دست میگیره...هد فون میزاره گوشش واینا..استغفرالله

 



[ شنبه 15 بهمن 1390 ] [ 04:11 ب.ظ ] [ ماری ] [ نظرات() ]