تبلیغات
رها یافته ...از آن تو هستم می خواهم بمانم - میشنوم...بدون اینکه قادر به نوشتنشون باشم

رها یافته ...از آن تو هستم می خواهم بمانم

بِه طَوافِ کَعبِه رَفتَم بِه حَرَم رَهَم نَدادَند....کِه تُو دَر بُرون چِه کَردی کِه دَروُن خانه آیی

میشنوم...بدون اینکه قادر به نوشتنشون باشم

من بلد نیستم بنویسم....اره من نمیتونم...ای کاش میتونستم..اونچه که امروز دیدم رو بنویسم....

کاش شما هم بودین وقتی داشت از خجالتای بچش میگفت در مقابل دعواهای مدیر که چرا زانوی شلوارت پاره ست.

من بلد نیستم بنویسم...



[ پنجشنبه 20 بهمن 1390 ] [ 01:28 ق.ظ ] [ ماری ] [ نظرات() ]