تبلیغات
رها یافته ...از آن تو هستم می خواهم بمانم - اعلام وضعیت

رها یافته ...از آن تو هستم می خواهم بمانم

بِه طَوافِ کَعبِه رَفتَم بِه حَرَم رَهَم نَدادَند....کِه تُو دَر بُرون چِه کَردی کِه دَروُن خانه آیی

اعلام وضعیت

بسم الله الر حمن و الرحیم

...وسلام نامی از نامهای خداست

انقد حرف نگفته داریم که یه راس مییم سر اصل مطلب....

اعلام وضعیت:

1_به سلامتی کلاسام شروع شده...وقت واسه سر خاروندن ندارم..صب کلاس ..بعد از ظهر کلاس..صب کلاس ..بعد از ظهر کلاس ..به جز جمعه ها

کلا خوشم میاد دورو برم شلوغ پلوغ باشه...

2_یادتونو  گفته بودم..رفتم تو یه هیئت عضو شدم...جاتون خالی..کلی اونجا تخلیه روانی میشم....

جدیدنام خودمون دخترا سینه زنی میکنیم..چه سینه زنی بیا و ببین...

منم جلسه قبل شدم میدون دار...وووووی انقده حال داد...همیشه به این پسرا حسودیم میشد...ولی الانا خیلی دارم حال میکنم....هیچم خجالت نداره...مگه ما دخترا چمونه...از همه ی پسرا هم قشنگ تر مراسم میگیریم..همه جوره...شور..سنگین..واحد...همه چی...

ولی خداییش نخاستم پسر  دختر جدا کنم..عزا دار عزاداره...فقط خاستم بگم...خانمام میتونن همچین مراسماتی بگیرن...

3_یه مشورت...؟؟؟

شما اگه 300 تومن پول داشته باشین ..شبه عیدی چی جوری میزنین به یه کار خیر...منتظر راهنماییاتون هستم...(بیشتر تو کار بچه ها باشه)

4_راستی...جدیدنا عجیییییب کودک درونم فعال شده...به خدا دیگه نمیتونم کنترلش کنم....الهی قربونش برم...

نه عسلکم..شوخی کردم هیش وخت تهنات نمیذارم کوسولو...

حالا هی دلم میخاد برم برا خودم عروسک بخرم...یه جامدادی خریدم ..میخام ببرمش یونی..!!!!فکرشو بکن!!!

عکس عروسکه و جامدادی به زودی ویییییژ میره تو ادامه مطلب...

یه سری حرفای دلی دارم که جاش تو این پست نیست...پست بعدی با عنوان (هستم اگر میروم..گر نروم نیستم...)در راه است... انشالله...

خیلی خیلی خیلی دوستون دارم...والللا

...کاش نرود از یادم

 

 



[ شنبه 29 بهمن 1390 ] [ 07:30 ب.ظ ] [ ماری ] [ نظرات() ]