تبلیغات
رها یافته ...از آن تو هستم می خواهم بمانم - مناجات یک شیمیدان

رها یافته ...از آن تو هستم می خواهم بمانم

بِه طَوافِ کَعبِه رَفتَم بِه حَرَم رَهَم نَدادَند....کِه تُو دَر بُرون چِه کَردی کِه دَروُن خانه آیی

مناجات یک شیمیدان

...و سلام نامی از نامهای خداست

وقتی حرفای دلتو تند تند نمیای بنویسی همین میشه دیگه.چند بار اومدم رو لب تاب که بنویسم ولی شدم اینهنگیدم در حد المپیک که از کجا شروع کنم..یکی دوبارم هم متن پرید خلاصه این شد که ما دیر اومدیم پیش دوس جونیام.

از اونجایی که مریم خانم علاقه شدیدی به شیمی داشتن و با مشورت با بزرگان به این نتیجه رسیدن که از بین دو رشته قبول شده در دانشگاه که یکیش شیمی بوده رو نقبولن و به اون یکی رشته تشریف فرما شن..بله ما هم الان ادای دینی به شیمی کردیم و خبری ازش گرفتیم.و پستی راجع بهش گذاشتیم تا دلشاد شود.

 

مناجات یک شیمیدان(تصور کنین من اگه شیمیدان میشدم اینجوری با خدا میحرفیدم.)

ای کاش حلال یاد تو مرا از ناخالصی های وجودم(مثل غرور  خود خواهی و...)جدا کند و ای کاش بتوانم به همه دنیا بگویم که تو زیباترین حقیقتی هستی که میتوان به ان رسید.
 وجود نامتناهی تو  در هر طیفی پیداست و انچه که مولکولهای هستی را بهم پیوند میدهد تنها به دلیل عشق پیوستن به توست.
ای نور جاوید و ای منبع امید  مرا از عشق پیوستن به خودت هیچگاه بینیاز مکن.

تشکر نوشت ..یعنی خدا تو این چند روز هوامو داشت بدجوووورررر..... خداجون ممنون که اجازه میدی هر وقت دلم خواست باهات حرف بزنم.و هر چی دلم میخوادو ازت طلب کنم

کاش نرود از یادم...

 



[ شنبه 3 دی 1390 ] [ 10:46 ق.ظ ] [ ماری ] [ نظرات() ]