تبلیغات
رها یافته ...از آن تو هستم می خواهم بمانم - من در عجبم

رها یافته ...از آن تو هستم می خواهم بمانم

بِه طَوافِ کَعبِه رَفتَم بِه حَرَم رَهَم نَدادَند....کِه تُو دَر بُرون چِه کَردی کِه دَروُن خانه آیی

من در عجبم

بسم الله...
حسین جان من هنوز سر در گمم
که تو کیسیتی 
تو با قلب پدر من چه کردی 
پدری که برای رفتن به شهر بقلی باید کلی آه و ناله می کردم
وقتی میگم
بابایی میشه برا کربلا اسم بنویسم
میگه:حالا تو اسمتو بنویس انشالله قسمتت میشه میری!!!!

    


پ.ن:بهار جون از توام ممنونم که خبرشو تو وبت گذاشتی..
برام دعا کن قسمتم بشه


[ سه شنبه 29 اسفند 1391 ] [ 01:45 ب.ظ ] [ ماری ] [ نظرات() ]