تبلیغات
رها یافته ...از آن تو هستم می خواهم بمانم - بی سر و سامان توام...

رها یافته ...از آن تو هستم می خواهم بمانم

بِه طَوافِ کَعبِه رَفتَم بِه حَرَم رَهَم نَدادَند....کِه تُو دَر بُرون چِه کَردی کِه دَروُن خانه آیی

بی سر و سامان توام...

هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد

نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد
 

خوشا به حال خیالی که در حرم مانده

و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد
 

به یاد چایی شیرین کربلایی ها

لبم حلاوت "احلی من العسل" دارد
 

چه ساختار قشنگی شکسته است خدا

درون قالب شش گوشه یک غزل دارد 
 

بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟

بگو محبت ما ریشه در ازل دارد
 

غلامتان به من آموخت در میانه ی خون

که روسیاهی ما نیز راه حل دارد



[ دوشنبه 10 تیر 1392 ] [ 01:16 ق.ظ ] [ ماری ] [ نظرات() ]