تبلیغات
رها یافته ...از آن تو هستم می خواهم بمانم - سفر به سلامت کربلایی

رها یافته ...از آن تو هستم می خواهم بمانم

بِه طَوافِ کَعبِه رَفتَم بِه حَرَم رَهَم نَدادَند....کِه تُو دَر بُرون چِه کَردی کِه دَروُن خانه آیی

سفر به سلامت کربلایی


 
آدم هـا می آینـد ...
زنـدگی می کننـد ...
می میـرنـد و می رونـد
 ...
امـا فـاجعـه ی زنـدگی تــو
 ...
آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه
 ...
آدمی از پیشت می رود
 ...
امــا برای تو نـمی میـرد
 ...
مـی مـــانــد
 ...
و نبـودنـش در بـودن تـو
 ...
چنـان تـه نـشیـن می شـود
 ...
کـه تـــو می میـری
 ...
در حالـی کـه زنــده ای ...

هیچ میدونستی بعد رفتن تو تمام خاطرات و عکسای کربلا برا ما شده زهر مار

میدونی وقتی اون روز که اومدی گفتی اسمت نیوفتاد ولی رفتی دنبال کارای گذرنامت یادم میاد چی میکشم...

داغ کربلا رو دلت موندو پر کشیدی ...

عکس شلمچتو زیاد دوس دارم...

اونجا نقطه ی تحولت بود..

راستی بهت گفتم از وقتی چادری شدی چققدر ملیح تر شدی...

فاطمه بیا پیشم..توروخدا..بیا بهم بگو که ارباب دیشب اومد پیشت...بهم بگو که هواتو داشت...بهم بگو که کربلایی شدی...

نگو که هنوز داغدار کربلایی..

نگو که هنوز داری اینو زمزمه میکنی:

"از ما که گذشت..اما غمم همینه الــــــهــــی هیچ کس داغ حرمت نبینه
قدم قدم میگم ..دل ای دل..
حرم حرم میگم ای دل
امان امان ای دل
به مَلِک مرگـــــم بگو داغ نذاره....همراه خودش عکس شیش گوشتو بیاره
که گفته باشم حرف پرسوزم
حـرم ندیده من جون نمیدم"


فاطمه دلتنگت میشم....
برای شادی روح نازنینش صلوات(اللهم صل علی محمد و آل محمد)




[ شنبه 5 مرداد 1392 ] [ 07:36 ق.ظ ] [ ماری ] [ نظرات() ]